دلم، دلش دل دل مي کند.. اصلا اين روزها حالش عجيب و غريب است. حالي مثل خيلي وقت ها. مثل همان خيلي وقت هاي تکراري که هربار فکر مي کنم با هميشه فرق دارد اما آخر آخرش مي رسم به همان بي قراري هميشگي. به همان که ... بگذريم... يک بگذريم ديگر از آن بگذريم هايي که دلم مي خواهد نگذرد، نگذرد تا من بين همه خرابه هاي دلم گم شوم. گم شوم و خودم را پيدا نکنم، گم شوم و کسي دنبالم نگردد... دلم مي خواهد بين خرابه هاي دلم بگردم و تکه هاي دلم را همان دلي که دل بود روزي پيدا کنم و بچينم کنار هم تا شايد شوم آدم سال هاي پيش، سال هايي که از من خيلي دور نيست، راستي کاش کسي بود دل را بند مي زد.
برچسب: کاش یک روز دلم,کاش یکی حرف دلمو میفهمید,
نویسنده: مهراد کمالی
تاريخ: جمعه
14 آبان
1395 ساعت: 19:59